شرقی ها - دندانپزشکی 86 زاهدان

شرقی ها ... روزگذر بچه های دندونپزشکی 86 زاهدان

شب بود . . .

شب بود . . .

 

خوابگاهی سرد و هولناک در کانره ای از کوه تنها و عده ای ملول از روزگار در آن پیدا.سگانی برآن گماشته بهر نگهبانی که در این طریقت هیچ قصوری نکنند و از این رو خودی و ناخودی را یکی کرده ، اطمینانی بر ماسوا در اذهانشان راه ندهند.

شب بود . . .

خوابگاه را اتاقی. و در آن اتاق جمعی از مضارب عدد 4 .جمع، جمع گرمی بود.

مخلوقی ساده اندیش با کمی ته ریش ،همینقدر از بهر او کافی که بود سردبیر شورای صنفی از اقوام خوب لری ، از روی سادگی و کهانت کرده بود به یک امر بسیار شریف عادت . وی در گشودن درب های بسته خبرگی و مهارت خاصی را پس از ریاضت و مشقت فراوان کسبیده بود .و در این طریقت صاحب سبک بود و بی رقیب . از کمالات او همین بس که او همی سه چیز داندد که دیگران ندانند : چیز اول ، چیز دوم و چیز سوم . ( هذا شیٌ عجاب )

در این شب که خود را مقابل دربی بسته یافت دلش به حال اهل اتاق سوخت و خواست تنهایی اهل را مرهمی نهاده و ایشان را نجات دهنده باشد ، لاجرم درب را به سبکی بی نظیر

و متفاوت از همه دفعات قبل با شوری خاص گشود و اهل را دریافت.

اهل اتاق که مبهوت از حرکت او گشتند خود راگمیدند و در یک لحظه به خود ... .

ناگهان جمع را فردی چاره گشت و با انداختن یک بالشت(balasht) همه اذهان را تسلی داد که آری ما به طرقی کاملن اتفاقی و random مضرب چهاریم و بر گرد هم نشستیم . مخلوق ساده (از نوع لوح) که ماجرا را چون در مسیر معرفت هنوز به مرحله فنا نرسیده بود ، نمی درکید جمع را گرم و صمیمی یافت و عزم به ماندن گرفت . چندی که گذشت قصد افقی شدن کرد و افقی شدن را هم بالشی لازم بود که با دیدن این بالش فداکار نیک مسرور شد . اهل که دیدند این مخلوق ، مخلوقی بس کج فهم و رو در رو (پر رو) است بر روی بالش پریدند و فتنه را در نطفه کشتند .(Kill it)

اهل را حال سختی بود . سختی به حدی رسید که امر را شیفتی کرده و چند موتوره به آن پرداختند . و این کیفیت تا پاسی از نیمه شب بر آنان ادامه داشت تا چشمان مخلوق مجنون بر او چیره گشت و ایشان را به تخت خواب هدایت نمود . اهل از این که خدا بر آنان رحمید Not only به درگاه او نماز شکر خواندند But also شب را تا به صبح در درگاه او به آن امر واجب چهار نفره پرداختند.

 

و من ا... توفیق

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 3:16  توسط حمید  |